شميم
***
به قول ِمحدثه :
به نام خدایی که این روزا تا میتونه برف و بارون رو از آسمون ، بر سر ِما نازل کرده . . . !
سلام و سه نقطه چین . . .
به قول یک نفر آدم وقتی گام اول رو برای گناه برمیداره برای برداشتن گام بعدی اصلا صبر نمیکنه ، چون
میدونه کسی نیس که بخواد بگه آهــــــــــــــــای حواست هست داری چیکار میکنی . . . ؟ بعد وقتی
انجامش دادی به خودت میگی عجب غلطی کردی ها، ولی عیب نداره ! دفه ی دیگه اینکارو عمرا
انجامش بدی . بعد میبینی نه انگار قرار نیس به راه بیایی ! بیخیالش بابا جون .
به قول معروف : بخاطر دلم ولم... ( قابل توجه همه حتی خود ِخودم ) . ولی چه جمله ی درخوری بود ها
این روزا وای چی بگم ! ذهنم بدجور دنبال ِبعضی سوژه هاست که وقتی مطرحش میکنی بهت میگن
خانم فرمانی واسه تو زوده ! آخه به کی بگم ابن دل درد هامو،به در میگم تا دیوار بشنوه . . . !
اما و سه نقطه چین دیگه . . .
اما بنده سمج تر از این حرفا هستم ، ببخشید من دیگه ۱۸ ساله شدم ! او ه ه ه بله بله یادمون نبود !
ببخشید خانم ـ شمیم خانوم که گفتیم هنوز زوده براتون ! اها همینــــــــــــــــــــــــــه .
همه از من میترسن —— من از نیسان آبی... ( چقدر بی معنی بود نه ! ) خب زندگی یعنی همین !
تنهایی بی نقطه چین !
به قول سپهری یادم باشد تنها هستم و ماه بالای سر ِتنهاییست ! از این کلمه خیلی بدم می آد . به
نظرم آدم وقتی تنهای تنها میشه که بره زیر به عالمه خاک و کسی حتی واسه یه لحظه سراغشو نگیره
یاد ِکاووس ـ حسن ـ ننه ـ عمه مونس ـ عمه برزرگ ـ صادق و عارف بخیر .(دارم گریه میکنم)
به امیــد ِفـــردایی بهتــر





